فوبیای عظیمِ روح مرا در این زندگی اگر نامی باشد همین «دامِ محبت» است. من از محبتهای وافر کنترل نشده گریزانم، از هجمهی احساساتی که نظمِ ذهنم را بههم میریزند و دستپاچهام میکنند میترسم، کافیست آدمها در دوستداشتن قدمی از آنچه به نظرِ من معمول میآید فراتر بیایند آنوقت رابطه برایم نه بهشتِ برین که جهنم خواهد بود، مدام در پیِ راهی خواهم بود که خودم را از این حسِ «در بند بودن» خلاص کنم، داد خواهم زد، گریه خواهم کرد، سنگدل خواهم شد، خودم را به سرحدّ جنون خواهم رساند، اما میگریزم و زندگیام را به توازنِ سابق برمیگردانم. یک واکنش ساده دفاعی ، که به صورت غریزی در من فعال می شود
سقوط آزاد...
ما را در سایت سقوط آزاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122